العلامة المجلسي
84
حياة القلوب ( فارسي )
يعنى آمنه دختر وهب جفت گرديد ، وسبب آن مزاوجت با بركت آن بود كه علماى أهل كتاب چون آثار ظهور مفخر أولى الألباب را مشاهده كردند در شام با يكديگر نشستند ودر باب ظهور پيغمبر آخر الزمان سخن گفتند ورفتند نزد عالمي از ايشان كه در أردن مىبود واز همه معمّرتر بود ، پس از ايشان پرسيد كه : به چه جهت مجتمع گرديدهايد وچه چيز سبب اضطراب شما شده است ؟ گفتند : ما در كتب خود نظر كرديم وخوانديم صفت آن پيغمبر سفّاك را كه ملائكة يارى أو خواهند كرد وما ودين ما در دست أو هلاك خواهيم شد ، وآمدهايم كه در آن باب با تو مشورت كنيم شايد تو را در دفع أو چارهاى به خاطر رسد . آن عالم گفت : هركه خواهد باطل گرداند امرى را كه حق تعالى اراده كرده است أو جاهل ومغرور است وآنچه ديدهايد وخواندهايد امرى است شدني ودفع آن ممكن نيست ، وأو را وزيري خواهد بود از خويشان أو كه در هر امرى معين وياور أو خواهد بود . چون سخنان أو را شنيدند ترسيدند وحيران ماندند ، پس يكى از علماى ايشان كه أو را « هيوبا » مىگفتند وكافر متمرد شجاعى بود برخاست وگفت : اين مرد پير شده است وبه خرافت عقل أو سبك گرديده است ، از أو مشنويد ، از من بشنويد ، درختى را كه از ريشه كنديد ديگر سبز نمىشود ، بايد كه هلاك كنيد اين شخص را كه آن پيغمبر از أو بهم خواهد رسيد واز بيم أو راحت يابيد ، وچارهاش آن است كه متاعي خريدارى نمائيد وبوسيلهء تجارت برويد به شهر مكة كه مقصود شما در آنجا حاصل خواهد شد ومن نيز با شما رفيق مىشوم ، بايد كه همه شمشيرهاى خود را به زهر آب دهيد وبزودى تهيهء سفر خود ساز كنيد . پس آن كافران سخن آن بدبخت را به جان قبول كردند وامتعهء مناسب مكهء معظمه خريدارى نموده به آن صوب متوجه شدند ، وچون نزديك مكة رسيدند صداى هاتفى را شنيدند كه : اى بدترين مردمان ! ارادهء بهترين شهرها كردهايد به قصد ضرر رسانيدن به بهترين خلق ، وهركه خواهد كه غالب گردد بر تقدير خداوند جبار بىشك مصير أو بسوى نار است ودر دنيا وعقبى خائب وزيانكار است .